حقوق بشر و ایران

اطلاع رسانی و آموزش

 

خشونت علیه زنان

 

1 - تعریف

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماده 1 اعلامیه منع خشونت علیه زنان مصوب سال 1994 خشونت علیه زنان را چنین تعریف کرده است : 

خشونت علیه زنان به معنی هر عمل خشونت آمیزی است که بر اختلاف جنسیت مبتنی باشد و به آسیب یا رنج بدنی ، جنسی و یا روانی برای زنان بینجامد یا احتمال منجر شدن آن به این نوع آسیب ها و رنجها وجود داشته باشد از جمله تهدید به این گونه اعمال یا اعمال مشابه اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی ، خواه در ملاء عام روی دهد و خواه در زندگی خصوصی . 

خشونت از ابعاد مختلف به اقسام مختلفی تقسیم می شود . از یک بعد می توان خشونت را به خشونتهای جسمی ، روحی و جنسی تقسیم کرد و از منظر دیگر آن را می توان در سه گروه خشونت در محیط خانواده ، خشونت در محیط عمومی توسط افراد و خشونت توسط دولت دسته بندی نمود .  

تعریف و مصادیق خشونت علیه زنان با توجه به ویژگی های فرهنگی هر منطقه و با توجه به تفاوتهای کشورهای توسعه یافته ، در حال توسعه و جهان سوم متفاوت است . به طوری که برخی از کارشناسان علوم اجتماعی خشونت علیه زنان را علاوه بر برخورد فیزیکی و جنسی که از اشکال آشکار خشونت بشمار می روند شامل خشونت روانی و شخصیتی ، ایجاد ممنوعیت ها و محدودیتهای افراطی و حتی وضع مقررات و قوانین تبعیض آمیز نیز که از اشکال پنهان و پیچیده خشونت می باشند می دانند .

ماده 2 اعلامیه منع خشونت علیه زنان مصداقهای خشونت را ـ البته با تأکید بر اینکه آنها حصری نیستند ـ چنین بیان می کند :

1 ـ خشونت جسمی ، جنسی و روانی که در خانواده اتفاق می افتد از جمله کتک زدن ، آزار جنسی دختر بچه هادر خانه ، خشونت مربوط به جهیزیه ، تجاوز توسط شوهر ، ختنه زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب می رساند ، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان .

2 ـ خشونت جسمی ، جنسی و روانی که در حوزه زندگی جمعی و اجتماع اتفاق می افتد . از جمله تجاوز ، سوء استفاده جنسی ، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار ، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر ، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری .

3 ـ خشونت جسمی ، جنسی و روانی در هرجایی که توسط دولت انجام شود یا نادیده گرفته شود .

 

2 ـ خشونت علیه زنان پدیده ای جهانی

خشونت علیه زنان معضلی عام و همه گیر است اگرچه ممکن است این خشونت در نقاط مختلف دنیا باهم متفاوت باشد اما همه زنان کم و بیش این پدیده شوم را تجربه کرده اند . تا جائی که مرکز داده های سازمان بهداشت جهانی نیز تأکید کرده است خشونت علیه زنان پدیده ای جهانی است . طبق یک نظر سنجی بعمل آمده 20 درصد از زنان کشورهای اروپائی قربانی خشونت هستند . همچنین براساس یک نظر سنجی دیگر 99 درصد از زنان پاکستانی قربانی خشونتهای همسرانشان بوده اند.

گزارش سازمان ملل حاکی از آن است که از 5 درصدی که هرسال به ارتکاب جرایم سراسر دنیا افزوده می شود مقدار قابل توجهی را خشونت علیه زنان تشکیل می دهد

نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و حقوق زنان معتقدند که خشونت خانوادگی علیه زنان یک موضوع خصوصی نیست ، بلکه حمله ای خشونت باراست که از زنان باید در مقابل آن حفاظت کرد . همچنان که خشونت های سازمان یافته علیه زنان در جریان جنگها و بحرانها نیز نمی تواند یک موضوع ملی باشد و جهانیان باید نسبت به آن حساس باشند . به ویژه آنکه زنان نسبت به مردان خشونتی مضاعف را در جنگها متحمل می شوند . یکبار خشونت های عام حاصل از جنگ و نتایج آن را و یک بار خشونت ناشی از تبدیل شدن به قربانی اذیت و آزارهای جنسی .

سازمان بهداشت جهانی در پژوهشی که بر روی 24 هزار زن از ده کشور ژاپن ، بنگلادش ، صربستان و مونته نگرو ،  پرو ، نامیبیا ، برزیل ، اتیوپی ، سامانو ، تانزانیا و تایلند انجام داده و گزارش آن را در ماههای آخر سال 2005 منتشر کرده است . بیان می کند : در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد . این خشونت ها سبب افزایش مشکلات اقتصادی و بهداشتی در سراسر جهان و به ویژه در کشورهای محل زندگی آنها می شود . نتایج این تحقیق بین المللی درباره خشونت خانوادگی علیه زنان نشان می دهد که 6/1 زنان به دست شوهر یا شریک زندگی خود قربانی خشونت شده اند .

در بخشی از این گزارش آمده است در حالی که انتظار می رود بارداری زنان عاملی برای برحذر ماندن آنان از بدرفتاری های فیزیکی باشد ولی بین یک تا 28 درصد از زنان در نظرسنجی بعمل آمده اعلام کرده اند که هنگام حاملگی کتک خورده اند .

 

 

3 - خشونت علیه زنان نقض بنیادین حقوق بشر

دومین کنفرانس جهانی حقوق بشر در سال 1993 برای نخستین بار خشونت علیه زنان را حتی در زندگی خصوصی خانواده ها به عنوان یکی از موارد نقض بنیادین حقوق بشر اعلام کرد .

در این کنفرانس ، از حقوق زنان و دختران به عنوان جزء لاینفک حقوق بشر یاد شده و خشونت جنسی و همه اشکال آزار و بهره کشی جسمی ، جنسی و روانی ناشی از تبعیض ، تعصب فرهنگی و قاچاق بین المللی زنان مغایر باکرامت و حرمت انسانی شناخته شد .

سازمان عفو بین الملل نیز در گزارش سال 2003 خود خشونت علیه زنان را فراگیرترین و جهانی ترین مصداق نقض حقوق بشر دانسته و از آن به عنوان بزرگترین رسوائی حقوق بشر یاد نموده است

 

 

4ـ نگاهی آماری به خشونت علیه زنان در ایران

براساس آمار شورای فرهنگی و اجتماعی زنان ، تحلیل و ارزیابی تعداد 4805 فقره خبر و مطلب مربوط به زنان از 31 روزنامه منتشره در سطح کشور در آبان ماه سال 1384 حکایت از آن دارد که بالاترین تعداد اخبار و مطلب آنها به موضوع آسیب های اجتماعی زنان با میزان 05/22 درصد اختصاص دارد . برپایه این گزارش ، در موضوع فرعی آسیب های اجتماعی ، بیشترین عناوین خبری به موضوع خشونت علیه زنان با میزان 48/38 درصد تعلق دارد .

همچنین بررسی های مرکز پزشکی قانونی در سال 1381 نیز نشان می دهد که از مجموع بیش از دو میلیون و 253 هزار نفر زن مراجعه کننده به پزشکی قانونی در مدت دو و نیم سال گذشته که مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند ، بیش از نیم میلیون نفر از آنان قربانی خشونت بوده اند . بررسی های انجام شده بر روی 520 هزار و 296 نفر از زنان که به نوعی در این داده آماری قربانی خشونت شده اند مؤید آن است که زنان تهرانی بیش از دیگر زنان کشور خشونت را تجربه کرده اند .

همچنین در طرح ملی تحقیق درباره خشونت علیه زنان که در پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی ، توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور ، مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری و تعدادی از پژوهشگران برجسته اجرا شده است نمایۀ روشنی از توزیع جغرافیائی و مصداقی خشونت علیه زنان در گستره کشورمان بدست آمده است . براساس اطلاعات بدست آمده در این طرح ملی 66 درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترکشان تاکنون حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفته اند .

برپایه این پژوهش میزان و انواع خشونت خانگی در استانهای مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و در عین حال معناداری برخوردار است . به عنوان مثال زنان در بندرعباس از اول زندگی مشترک خود تاکنون بیشتر از زنان سایر نقاط ایران مورد خشونت قرار گرفته اند . اما در میان زنانی که مورد خشونت قرار گرفته اند این زنان زاهدانی هستند که بیشترین و شدیدترین خشونت ها را تجربه کردند .

زنان بندرعباس در طول یکسال دفعات بیشتری مورد خشونت خانگی قرار داشته اند و زنان یاسوج به دفعات کمتری با آن روبرو شدند .

خشونت های فیزیکی و روانی که محققان طرح مذکور برای توصیف آنها از دو اصطلاح خشونت فیزیکی نوع اول شامل گاز گرفتن ، زندانی کردن ، کشیدن مو ، کتک کاری مفصل و خشونت فیزیکی نوع دوم شامل سیلی ، لگد ، هل دادن و شکستن اشیای منزل یاد می کنند ، توزیع دیگری در کشور دارد . طبق این تحقیق زنان خرم آباد در طول یکسال بیش از سایر زنان ایران و زنان شهر کرد کمتر از سایر زنان خشونت فیزیکی نوع اول را تجربه کرده اند . همچنین زنان بندرعباس در طول سال به دفعات بیشتر و زنان کرمانی کمتر مورد خشونت فیزیکی نوع دوم قرار گرفته اند .

خشونت های روانی و کلامی نوع دیگری از خشونتهائی است که در خانه علیه زنان استفاده می شود . از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری کمتر از سایر زنان ایرانی تحت خشونت واقع شده اند .

همچنین در حالی که زنان بندرعباس از اول زندگی مشترکشان تاکنون بیش از سایر زنان ایرانی قربانی خشونت های جنسی و ناموسی شده اند ، زنان یزدی در طول یک سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می کنند و مردان کرمانی و یاسوجی هم به ترتیب کمتر از سایر مردان ایران زنان خود را مورد خشونت های جنسی و ناموسی قرار می دهند . توضیح اینکه خشونت های جنسی و ناموسی شامل مجبور کردن زن به دیدن عکس و فیلم های مبتذل یا اجبار به روابط زناشوئی ناخواسته ، مراعات نکردن بهداشت زناشوئی ، متهم کردن زن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی و موارد مشابه می باشد .

براساس یافته های این پژوهش ، تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود ، ایجاد مخاطره می کنند . همچنین تصاحب ، مخفی کردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه ، دفترچه پس انداز و اوراق مالکیت ، بیگاری کشیدن از زن در انجام امور و وظایفی که به اومربوط نیست مانند تیمارداری از پدر شوهر و مادر شوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدودیت در تماس های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زنان از دیگر خشونت های این گروه می باشد . در این خصوص زنان بندرعباس ، زاهدان و خرم آباد بیش از سایر زنان  و زنان سمنان ، ساری و یاسوج کمتر از بقیه متحمل این خشونت و تهدید شده اند .

خشونت های حقوقی نیز شامل امتناع مرد از طلاق علی رغم اصرار زن به متارکه ، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن می باشند که زنان بندرعباس از اول زندگی مشترک خود تاکنون بیش از سایر زنان ایرانآن را تجربه کرده اند . زنان رشت نیز کمتر از سایر زنان ایرانی درگیر این خشونت بوده اند

همچنین خشونت های شامل ممانعت از رشد اجتماعی ، فکری و آموزشی مثل ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی ، دوستانه و اجتماعی یا ممانعت از تحصیل و اشتغال نوع دیگری از خشونت های اعمال شده علیه زنان در این تحقیق هستند که زنان بندرعباس و زاهدان به ترتیب بیشترین و زنان سمنان ، گرگان و یاسوج به ترتیب کمترین قربانیان آن به شمار می آیند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 21:12  توسط کمال الدین مصباحی  |